سیستم‌های جدید ERP به‌تنهایی تحول مالی دیجیتال را که بسیاری از مدیران به دنبال آن هستند، ایجاد نمی‌کنند. پیاده‌سازی ERP تنها در صورت وجود اصول اساسی می‌تواند نتیجه مثبت را به همراه داشته باشد. به نظر شما چرا استراتژی ERP مهم است.

زمینه‌سازی برای تحول مالی دیجیتال

شرکت شما به‌تازگی با یک سیستم جدید برنامه‌ریزی منابع سازمانی (ERP) فعال شده است. روز اول است و همه از بهره‌مندی از مزایای مشخص شده در مورد کسب‌وکار هیجان زده‌اند: کاهش وظایف دستی، شفافیت بیشتر، منبع واحد و افزایش بهره‌وری.

استراتژی ERP

اولین درخواست تیم شما ساده است؛ تجزیه‌وتحلیل سودآوری به‌وسیله مشتری و محصول در تمام خطوط کسب‌وکار.

اما هشت ساعت بعد، هنوز گزارشی دریافت نکرده‌اید. گروه اذعان دارند که در تلاش‌اند تا داده‌ها را از سیستم جدید دریافت کنند و برای تولید گزارش باید به مدل‌های صفحه گسترده (اکسل) برگردند. چه اتفاقی افتاده است؟ سیستم جدید ERP قرار بود همه این مشکلات را حل کند و کار شما را آسان کند، درست است؟ این پاسخی نیست که انتظار آن را داشتید. سیستم‌های جدید ERP و فناوری‌های دیجیتال، مانند اتوماسیون فرآیند رباتیک (PRA)، محاسبات شناختی و یادگیری ماشین، قابلیت‌های جدیدی را ارائه می‌دهند که می‌تواند امور مالی را کارآمدتر کرده و توانایی آن را در ارائه بینش برای تصمیمات بهتر در کسب‌وکار افزایش دهد. اما این نتایج تنها زمانی قابل‌دستیابی هستند که مبانی بنیادی در کار باشد.

مبانی استراتژی ERP

بسیاری از سازمان‌ها تصور می‌کنند که فناوری همه مشکلات را حل خواهد کرد. در برخی موارد، فروشندگان آن‌ها را متقاعد می‌کنند که فناوری نوعی دارو است. اما اگر اصول اساسی در دسترس نباشند، پیاده‌سازی نرم افزار ERP با یک هدف خیرخواهانه هم بسیار پایین‌تر از انتظار است. این امر می‌تواند به بازگشت خیلی کم سرمایه نیز منجر شود، ناامیدی کاربران کسب‌وکار را افزایش داده و باعث بدبینی کاربران نسبت به پروژه‌های آینده شود.

اصول استراتژی ERP شامل موارد زیر است:

  • چشم‌انداز تعریف شده و درک صحیح نیازهای کسب‌وکار
  • ترکیبی مناسب از شرکای کسب‌وکار در جدول
  • یک نقشه راه روشن برای امکان‌پذیر کردن قابلیت‌های موردنظر
  • درک نکات عملکردی و ادغام فرآیندها
  • یک استراتژی داده معنادار
  • درک صحیح استراتژی گزارش دهی با استفاده از فهرست حساب‌ها (COA)
  • یک برنامه مشخص برای شناسایی و پرورش استعدادهای قوی

شروع استراتژی ERP

هنگام شروع ERP، یک سازمان بهتر است بداند که ابتدا باید مقصد و هدف خود را مشخص کند. باوجود فن‌آوری‌های دیجیتالی فراوان موجود در بازار، سازمان باید فرصت‌های تحول کسب‌وکار را به‌درستی بشناسد. همچنین باید نقشی که هر یک از کارمندان و شرکای اصلی کسب‌وکار (به‌عنوان مثال امور مالی، فناوری اطلاعات و منابع انسانی) در طول تحول مالی دیجیتال ایفا میکنند را تعیین کند. سرانجام، باید یک استراتژی برای دستیابی به توانایی‌های مطلوب کسب‌وکار نیز تدوین کند.

گزارش پیش رو، بر اساس تحقیقات Deloitte در مورد سازمان‌های مالی و فناوری‌های دیجیتال منتشر شده است که تصویری از آینده دارایی و هشت پیش‌بینی را ترسیم می‌کند.

پیش‌بینی‌های Deloitte در سال ۲۰۲۵ برای عملکرد مالی

  1. استقرار امور مالی: با عمیق شدن اتوماسیون و بلاکچین در عملیات مالی، به سطح عمیق‌تری از معاملات دست خواهید یافت.
  2. نقش امور مالی: با استفاده از عملیات خودکار، بینش و خدمات کسب‌وکار دو برابر می‌شود. موفقیت اطمینان ندارد.
  3. چرخه‌ امور مالی: امور مالی نیز در زمان واقعی قرار دارد. اگر تا به الان در حال انجام این روند بوده‌اید، بدانید گزارش دوره‌ای، دیگر به عملکردها و تصمیمات کمک نخواهد کرد.
  4. خود یاوری (سلف‌سرویس): خود یاوری به یک قاعده تبدیل خواهد شد. انجام امور مالی در این مورد راحت نخواهد بود. 
  5. مدل‌های عملیاتی: هم‌زمان با پیوستن ربات‌ها و الگوریتم‌ها به نیروی کار متنوع‌تر در امور مالی، مدل ارائه خدمات جدید ظاهر خواهد شد. شرکت‌ها مزایای اتوماسیون در برابر عملیات فردی و گروهی را ارزیابی خواهند کرد.
  6. برنامه‌ریزی منابع سازمانی: برنامه‌های مالی و ریز خدمات، ERP سنتی را به چالش می‌کشند. فروشندگان بزرگ آماده خواهند شد.
  7. داده‌ها: ازدیاد رابط‌های برنامه کاربردی، استانداردسازی داده‌ها را ایجاد می‌کنند، اما کافی نیست. بسیاری از شرکت‌ها هنوز برای پاک کردن وضعیت داده‌های خود تلاش خواهند کرد.
  8. نیروی کار و محل کار: کارمندان کارهای جدیدی را با روش‌های جدید انجام می‌دهند، برخی از آن‌ها CFO ها را ناراحت می‌کنند.

چشم‌انداز تحت هدایت کسب‌وکار ، استراتژی ERP متمرکز بر توانایی

به‌منظور بهره‌مندی ازآنچه این پیش‌بینی‌ها به آن اشاره می‌کنند، بسیاری از شرکت‌ها شروع به کار با پیاده‌سازی ERP برای “دیجیتالی کردن هسته” می‌کنند. اما شرکت‌هایی بهترین نتیجه را می‌گیرند، که تشخیص می‌دهند فناوری به‌تنهایی توانایی‌های مطلوب را برای آن‌ها به ارمغان نمی‌آورد. قابلیت‌های تجاری، ادغام‌های عملکردی، مقیاس‌پذیری و پایداری، مدل‌های عملیاتی، استعدادها و نتایج مطلوب کسب‌وکار باید همراه با فناوری‌های مورد انتظار برای آن‌ها در نظر گرفته شود.

داشتن یک چشم‌انداز تحت هدایت کسب‌وکار و یک استراتژی فناوری متمرکز بر توانایی به دلایل زیادی مهم است:

  • تراز بندی رهبری میان کارکردی: پروژه‌ها معمولاً شکست می‌خورند، زیرا تعریف موفقیت و انتظارات، با هدایت و رهبری در یک راستا قرار ندارند. داشتن استراتژی کاملاً مستند و درک شده، به سازمان برای رسیدن به یک هدف مشترک کمک می‌کند.
  • نیازهای کسب‌وکار در سراسر عملکردها: یک استراتژی ERP تضمین می‌کند که بازیکنان مناسب (امور مالی، فناوری اطلاعات، مدیریت سفارش، زنجیره تأمین و واحدهای تجاری) در موقعیت و نیازهای درست قرارگرفته‌اند و الزامات کسب‌وکار را درک می‌کنند. اگر عملکردهای مهم از دست نرود یا توانایی‌های مورد انتظار را ارائه دهد، به کاهش هزینه‌های بیهوده کمک می‌کند.
  • محدوده مشخص شده برای مدیریت هزینه‌ها: یک استراتژی متمرکز شامل یک دامنه جامع است که می‌تواند به‌طور مؤثر مدیریت شود. این امکان برای مدیریت بهتر هزینه و مدیریت تغییرات مؤثرتر فراهم شده است. همچنین مجموعه‌ای از راهکارها را ارائه می‌دهد که تصمیمات را در طول برنامه هدایت می‌کنند.
  • نقشه راه موفقیت: مانند هر برنامه دیگری، برنامه‌های ERP می‌توانند بدون نقشه راه از مسیر خود دور شوند. یک استراتژی محکم با اهداف مشخص، این برنامه را همراه با نتایج قابل پیش‌بینی بهتری ارائه می‌دهد.

سخن آخر

در مقاله بعدی، قصد داریم راهکار سودمندی در مورد استراتژی، شماره ۶ این مقاله (برنامه ریزی منابع انسانی) را به صورت مفصل ارائه داده و استراتژی های لازم در زمینه تحول مالی را بیان کنیم.

مترجم: نیلوفر نظری

منبع: deloitte