آینده نگری  و فناوری اطلاعات (1)

       هر شخص، سازمان، یا ملتی که از دگرگونی‏های فناورانه‏ تاثیر می‏پذیرد، هنگام تصمیم‏ گیری برای انطباق فرآیندهایش با شرایط موجود و آینده نیاز به اطلاعات و تحلیل های لحظه ای دارد تا بتواند ضمن همسویی با سرعت تغییرات در محیط کسب و کار منابع خود را با مهارت،خردمندانه و بسرعت تخصیص دهد

     اگر محیط پیرامون سازمان به سرعت تغییر کند و سازمان قابلیت های لازم برای مدیریت این تغییرات نداشته باشد فاجعه شتابان‏تر بروز خواهد کرد، زیرا تصمیمی که در کوتاه مدت درست است، می‏تواند در بلند مدت نادرست از آب در آید. 
     اتکا به گذشته‏ی پرافتخار با این فرض که به طور قطع به آینده‏ای پرافتخار نیز رهنمون خواهد شد، به استقبال فاجعه رفتن است. سازمانی که به جای تلاش برای ساختن آینده، به مرور موفقیت‏های گذشته دل مشغول است دیر یا زود با دگرگونی‏های فناورانه‏ای رو به رو خواهد شد که او را از ادامه‏ی حرکت در راهی که برگزیده است، باز خواهند داشت.  نگاه به آینده و ترسیم چشم انداز، همواره از جمله مسائل پیش روی سازمان ها بوده و شناسایی عوامل تأثیرگذار بر آینده و هوشیاری نسبت به عملکرد سازمان و محیط بیرونی آن، دانش مورد نیاز را درباره آینده احتمالی و مسیرهای دستیابی به آن فراهم آورده است. این در حالی است که امروزه، بر تعداد عواملی که به طور مستقیم بر عملکرد سازمان و محیط بیرونی آن تأثیر می گذارند، افزوده می شود. ظهور آینده نگاری بر اثر تحولات ایجاد شده در سه حوزه برنامه ریزی استراتژیک، آینده پژوهی و توسعه سیاست، راهکاری جدید در جهت رفع نیاز سازمان برای دستیابی به ابزارهای مدیریتی مؤثرتر برای ارتقاء دانش درون سازمانی و فرای مرزهای سازمانی محسوب می شود.  
     جهش‌های علمی و فناورانه‌ی، نقاط قوت و ضعف آن و هم‌چنین راهبرد و چشم‌اندازهای ترسیم‌شده‌ی کشور و سوگیری تحقیقاتی ما را ملزم می‌سازد که بر بخش‌هایی از علوم و فناوری‌ها توجه و تأکید بیشتری داشته باشیم. علوم و فناوری‌های درحال ظهور که اکنون تنها سیگنال‌های ضعیفی از آن به گوش می‌رسد، در حال تکاملند و موجد تغییرات اساسی در آینده خواهند بود. این علوم و فناوری‌های کلیدی و راهبردی در عرصه‌ی سیاست و نبردهای اقتصادی و نظامی نقش تعیین‌کننده و موازنه‌ای خواهند داشت .
      رسالت خطیری که امروز به عهده ماست پیش نگری یا آینده نگری در حوزه علوم و فناوری است که نقش فناوری پررنگ تر و مهم تر از سایر حوزه ها می باشد. زیرساخت‌های لازم برای آینده نگری  در گرو طراحی و ایجاد شبکه‌ی فناوری برای دهه های آینده است. شبکه‌ای درهم تنیده و متشکل از افراد، سازمان‌ها و اندیشه‌های آینده‌مدار که سودای آینده‌ای متعالی برای میهن سربلندمان را در سر دارند

 پروژه های فناوری اطلاعات داری ویژگی های خاصی از جمله ریسک بالا، برگشت سرمایه محدود، ناملوس بودن نتایج، دارابودن هزینه ها و منافع پنهان هستند.

     سالهای اخیر، برنامه‌ریزی تکنولوژی به عنوان یکی از اجزای محوری برنامه‌ریزی کسب و کار شرکتها درآمده است به‌گونه‌ای که برنامه‌ریزی تکنولوژی هم در سطح کلان (ملی) و هم در سطح شرکت ها و هم در سطح راهبردهای کسب و کار مورد نیاز است. در این میان پیش‌بینی تکنولوژی به عنوان نقطه شروع برنامه‌ریزی تکنولوژی از اهمیت و جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.

    شرکتهای بزرگ و موفق برای کسب ارزش افزوده بیشتر برنامه‌ریزی تکنولوژی( پیش بینی تکنولوژی) را که راههای متفاوتی برای دستیابی به اهداف طولانی مدت تکنولوژی و فناوری سازمان  ارائه میدهد امری حیاتی می‌دانند.
    پیش‌بینی تکنولوژی به مدیران کمک می‌کند که تشخیص دهند چگونه قابلیت تکنولوژیک در طول زمان رشد می‌کند و چگونه تکنولوژی رقیب ظاهر شده، رشد و انتشار می‌یابد و جایگزین تکنولوژی میگردد

  در بازار متغیر کنونی و همراه با رشد فناوری اطلاعات در سازمان ها، سوق به سوی داشتن زیرساختهای توانمند از جمله سیستم های اطلاعاتی، از چالش های استراتژیک سازمان ها می باشد. به نحوی که در طی

  دوره های مختلف مدیران با پیاده سازی سیستم های اطلاعاتی  مختلف در سازمان سعی در کسب اطلاعات مناسب از سیستم های خود داشته اند. سازمانها دریافته‌اند که دیگر تغییرات تدریجی و سطحی راهگشای      مشکلات آنان نیست و برای بقای سازمان لازم است تغییراتی اساسی و زیربنایی در سازمان ایجاد شود.

     مهارت های تجاری سازمان باید قادر باشد به سرعت تغییرات بازار را برای انطباق فرآیندهایش، با شرایط موجود تحلیل نماید. همچنین با توجه به درخواست متعدد مشتریان، با استفاده از ابزارهای مختلف برای تصمیم گیری، نیازها و انتظارات را اولویت بندی و استراتژی قویی داشته باشد. 
      مهارت های فناوری اطلاعات : سازمان باید تمام زیرساخت های لازم را در جهت  بروز رسانی با شناسایی، جمع آوری و دریافت داده ها و ذخیره و حفظ آنها فراهم آورد و قادر به یکپارچه سازی داده های موجود باشد. همچنین با استفاده از فناوری اطلاعات، بر برنامه های هوش تجاری نظارت کند و به این فرآیند به طور موثر کمک نماید. از بعد تکنولوژی و فنی، وجود نرم افزارهای عملیاتی و میزان بلوغ تکنولوژی اطلاعاتی در سازمان یکی از فاکتورهای اساسی در استقرار هوش تجاری می باشد. هنگامیکه روند جمع آوری اطلاعات در سازمان بصورت مکانیزه و از طریق نرم افزارهای کاربردی صورت گیرد، استقرار هوش تجاری در سازمان سریعتر و با سهولت بیشتری انجام می پذیرد.  ادامه دارد …